دارایی ها می تواند به دو صورت جاری و ثابت در نظر گرفته شود. دارایی های ثابت آنهایی هستند که برای مدت طولانی دوام خواهند داشت، مانند زمین و ساختمان. برخی از دارایی های ثابت مانند ماشین آلات و تجهیزات مشهود و برخی دیگر مانند اختراعات و علائم تجاری نامشهود هستند. از طرفی داراییهای جاری، شامل آنهایی است که عمر کوتاهی دارند، مانند حساب های دریافتنی و موجودی.
قبل از اینکه یک شرکت بتواند در یک دارایی سرمایه گذاری کند، باید تامین مالی نماید. به این معنی که باید پول را برای پرداخت سرمایه گذاری جمع آوری کند.
یک شرکت قطعات کاغذی به نام بدهی یا سهام را انتشار و یا به فروش می رساند. همانطور که دارایی ها به عنوان دارایی های بلندمدت یا کوتاه مدت طبقه بندی می شوند، بدهی ها نیز به همین صورت طبقه بندی می شوند. بدهی کوتاه مدت، بدهی جاری نامیده می شود. بدهی کوتاه مدت نشان دهنده وام ها و سایر تعهداتی است که باید در یک سال بازپرداخت شوند. بدهی بلندمدت نیز بدهی است که لازم نیست ظرف یک سال بازپرداخت شود. در نهایت حقوق صاحبان سهام نشان دهنده تفاوت بین ارزش دارایی ها و بدهی ها است. به عبارت دیگر، ادعای باقیمانده در مورد دارایی های شرکت است.
حال با استفاده از مدل ترازنامه شرکت، به راحتی می توان دریافت که مالی شرکتی به چه مباحثی میپردازد.
سوال اول: شرکت باید در چه دارایی های بلندمدتی سرمایه گذاری کند؟ این سوال مربوط به سمت راست ترازنامه است. البته انواع و نسبت داراییهای مورد نیاز شرکت بر اساس ماهیت کسبوکار تعیین میشود. ما از اصطلاح بودجهبندی سرمایهای (capital budgeting) برای توصیف فرآیند ایجاد و مدیریت مخارج دارایی های بلندمدت استفاده می کنیم.
سوال دوم: شرکت چگونه می تواند برای مخارج سرمایهای مورد نیاز خود وجه نقد تأمین کند؟ این سوال به سمت چپ ترازنامه مربوط می شود. پاسخ به این سوال مفهوم ساختار سرمایه (capital structure) را مطرح می کند که نشان دهنده نسبت تامین مالی شرکت از محل بدهی جاری و بلندمدت و حقوق صاحبان سهام است.
و سوال سوم: جریان های نقدی عملیاتی کوتاه مدت چگونه باید مدیریت شود؟ این سوال مربوط به قسمت بالایی ترازنامه است. اغلب بین زمانبندی جریانهای نقدی ورودی و خروجیهای نقدی در طول فعالیتهای عملیاتی عدم تطابق وجود دارد. علاوه بر این، مقدار و زمان جریان های نقدی عملیاتی با قطعیت مشخص نیست. مدیران مالی (Financial managers) باید تلاش کنند شکاف های موجود در جریان نقدی را مدیریت کنند. از دیدگاه ترازنامه، مدیریت کوتاه مدت جریان نقدی، با خالص سرمایه در گردش (net working capital) شرکت مرتبط است. خالص سرمایه در گردش به عنوان دارایی های جاری منهای بدهی های جاری تعریف می شود. از منظر مالی، مشکلات کوتاه مدت جریان نقدی، ناشی از عدم تطابق جریان های نقدی ورودی و خروجی است. این موضوع مالی کوتاه مدت است.
بنابراین به صورت خلاصه میتوان گفت که مالی شرکتی به بودجهبندی سرمایهای، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش شرکتها می پردازد.